دین و زندگی

  • Default
  • Title
  • Date
  • Random

حضرت عباس

آنچه تاریخ از زندگی حضرت ابالفضل العباس علیه السلام برای ما روایت می کند، پرده هایی پراکنده است. پرده هایی که تقریبا در همه آنها، محوریت واقعه عاشورا دیده می شود. چه وقایعی که قبل از تولد این فرزانه عصر خویش اتفاق افتاده، چه وقایع دوران زندگی 34 ساله او و چه سخنانی که بعد از شهادت ایشان در فاجعه عاشورا از ائمه شیعیان علیهم السلام در رابطه با این یار باوفای امام حسین علیه السلام گفته شده است. آنچه انسان در مطالعه تاریخ با آن مواجه می شود، گوشه هایی از زندگی این شخصیت عظیم است که تماما رنگ و بوی عاشورا می دهد
 

پرده هایی از زندگی یک اسطوره

پرده های پراکنده تاریخ از زندگانی حضرت عباس علیه السلام، به قدری کم است که انسان را دچار حیرت می کند. شاید کل واگویه های تاریخ را بتوان در جزوه ای چند صفحه ای جمع آوری کرد. اولین اثر تاریخی در این زمینه، مربوط به ازدواج امیرالمومنین علیه السلام با مادر حضرت عباس -فاطمه دختر حزام- و دوران خردسالی اوست. شهادت امام علی علیه السلام به عنوان صحنه ای دیگر از زندگانی عباس بن علی علیهماالسلام برای ما نقل شده است. واقعه عاشورا نیز پرده ایست که زندگانی کوتاه این جوانمرد را پایان می بخشد. علاوه بر این مطالب، سخنانی اندک از ائمه علیهم السلام در رابطه با عموی ایشان به ما رسیده است. البته ناگفته نماند که بسیاری از سخنان اهل بیت علیهم السلام در این رابطه از بین رفته و به ما نرسیده است. (١)

پرده اول: وصلت مادر ماه با حضرت آفتاب

اولین پرده ای که تاریخ در رابطه با زندگی عباس بن علی علیهماالسلام برای ما روایت می کند، مربوط به قبل از تولد ایشان است. فاطمه دختر حزام –که از قبیله بنی کلاب است- دختری است که عقیل برای برادرش امیرمومنان علیه السلام پیدا کرده است. عقیل -که به سفارش برادرش دنبال زنی می گردد تا از او صاحب فرزندانی سلحشور شود که یاور امام حسین علیه السلام در کربلا باشند (2) - فاطمه را این گونه معرفی می کند: «او زنی است که در عرب، شجاع تر و رزم آورتر از پدران او نیست». (٣) و این گونه می شود که امام علی علیه السلام با فاطمه (ام البنین)، وصلت می نماید. همان گونه که از سفارش امیرالمومنین علیه السلام به برادرش پیداست، ایشان از ابتدای امر در تدارک یارانی برای فرزندش امام حسین علیه السلام بوده است، و این گونه زندگی عباس علیه السلام از پیش از تولدش با عاشورا پیوند خورده است.

حضرت حسین بن علی علیهماالسلام که امام معصوم و فرزند زهرا سلام الله علیهاست، برادرش را به گونه ای خطاب می کند که جایگاه او را در نزد خود به خوبی به نمایش می گذارد. ایشان برادر را این گونه خطاب می کند:

«بنفسی انت...» جانم به فدایت!

پرده دوم: ولادت ماه و نشانه ای از آینده درخشان

دومین پرده ای که تاریخ، ما را به تماشای آن دعوت می کند، صحنه های ولادت این دلیرمرد است. در چهارم شعبان سال 26 هجری این ازدواج به ثمر نشسته و اولین فرزند امّ البنین دیده به جهان گشود.(٤) امام علی علیه السلام، او را «عباس» نامید و طبق سنت رسول الله صلی الله علیه و آله در گوش او اذان و اقامه گفت. از همین دوران خردسالی، تاریخ روزی را روایت می کند که امّ البنین شگفت زده شاهد اشک های امام علی علیه السلام است، در حالی که بازوان فرزند خردسالش را می بوسد. هنگامی که از راز این رفتار می پرسد، حضرت به او این گونه پاسخ می دهد: «این دستان در راه یاری برادرش از تن جدا خواهد شد.» در این پرده نیز صحنه ای دیگر از گره خوردن زندگانی ابوالفضل علیه السلام با واقعه عاشورا دیده می شود که پدرش از همان دوران این جایگاه را تببین می کند.

پرده سوم: پیوند ناگسستنی ماه با خورشید فروزان عاشورا

واقعه تلخ و دردآور شهادت اولین امام شیعیان، پرده ای دیگر از تاریخ است که زندگانی سقای کربلا را به تصویر کشده. امام مظلوم شیعیان در آخرین لحظات زندگانی خود توصیه هایی به فرزندان می کند. در این میان توصیه او به فرزندش عباس علیه السلام این چنین است: «فرزندم! به زودی در روز عاشورا چشمانم به وسیله تو روشن می گردد. پسرم! هرگاه روز عاشورا فرارسید و بر شریعه فرات وارد شدی، مبادا آب بنوشی در حالی که برادرت حسین تشنه است». (٥) این وصیت، آخرین اقدام پدر، برای ایجاد پیوندی ناگسستنی بین فرزندش عباس علیه السلام و واقعه عاشورا است. و عباس بن علی علیهماالسلام توانست به خوبی از پس این وصیت پدر برآید و چشمان او را روشن گرداند.

حضرت عباس

پرده چهارم: اعجاز ماه

آخرین پرده های زندگانی سقای دشت کربلا، به گونه ای رقم می خورد که در تاریخ ماندگار می شود. سرانجام عباس علیه السلام به وعدگاه خود می رسد. صحرایی که قراراست در آن، جان خود را در حمایت از برادر و امامش حسین بن علی علیهماالسلام فدا نماید. وقایعی که عباس علیه السلام در این بیابان تفدیده ایجاد کرده است، از حد تصور بشر خارج بوده و اعجازگونه می نماید. از جمله عجایب این واقعه کلامی از امام حسین علیه السلام است که تاریخ برای ما به یادگار آورده است.

قبل از روز عاشورا، هنگامی که لشکریان عمر سعد به قصد حمله به خیام امام حسین علیه السلام حرکت می کنند، حضرت؛ برادرش عباس علیه السلام را برای مذاکره پیش آنان می فرستد. حضرت حسین بن علی علیهماالسلام که امام معصوم و فرزند زهرا سلام الله علیهاست، برادرش را به گونه ای خطاب می کند که جایگاه او را در نزد خود به خوبی به نمایش می گذارد. ایشان برادر را این گونه خطاب می کند: «بنفسی انت...» (٦) جانم به فدایت!

در وصف حضرت ماه

سخنانی که از ائمه معصومین علیهم السلام نیز در رابطه با عموی بزرگوارشان به ما رسیده است، همه با محوریت واقعه عاشوراست. امام سجاد علیه السلام که خود شاهد صحنه های کربلا بوده، در دیداری که با فرزند عموی خویش دارد، عموی خود را این گونه توصیف می کند: «خدا رحمت کند عباس را، که فداکاری کرد و خود را فدای حسین نمود تا دستانش قطع شد و ...». (٧)

همان گونه که از سفارش امیرالمومنین علیه السلام به برادرش پیداست، ایشان از ابتدای امر در تدارک یارانی برای فرزندش امام حسین علیه السلام بوده است، و این گونه زندگی عباس علیه السلام از پیش از تولدش با عاشورا پیوند خورده است

همچنین امام صادق علیه السلام در کلامی چنین می فرماید: «عمویمان عباس بصیرتی نافذ و ایمانی مستحکم داشت. همراه حسین جنگید و به مصیبتی سخت گرفتار شد تا به شهادت رسید». (٨)

علاوه بر این موارد، زیارتنامه حضرت اباالفضل العباس علیه السلام -که یادگار امام صادق علیه السلام برای ماست- مملو از عباراتی است که اشاره به فداکاری این برادر وفادار و سقای کربلا در حق امام خود حسین بن علی علیهماالسلام داشته است.

زندگی برای عاشورا

این چنین است که زندگانی عباس بن علی علیهماالسلام از مقدمات آغاز زندگی تا بعد از شهادت، سراسر با واقعه عاشورا گره خورده است. آنجایی که امام علی علیه السلام برادر خود را مامور یافتن همسری می کند تا از او صاحب فرزندانی دلیر گردد تا فرزندش حسین علیه السلام  را یاری کنند، اولین نقطه ایست که بین این دو برادر پیوندی ایجاد می شود. بعد از آن ماجرای بوسیدن دستان و بازوان باب الحوائج توسط پدرش و پاسخی که او در برابر تعجب امّ البنین می دهد. سپس واقعه دردناک شهادت این پدر و وصیتش در آخرین لحظه های زندگی خود به فرزندش عباس علیه السلام، و در نهایت واقعه عاشورا و آن نقش آفرینی اعجازگونه در آن روز با شکوه و پر حماسه و بعد از شهادتش نیز سخنان ائمه شیعه علیهم السلام در رابطه با این سقای بی دست دشت کربلا، همه و همه بیانگر این مطلب است که زندگانی عباس بن علی بن ابیطالب علیهماالسلام، پیوندی دائمی با واقعه عاشورا داشته است.

پی نوشت:

1) همان گونه که شیخ صدوق در کتاب خصال خود جلد 1 صفحه 68 می گوید: روایات فضیلت عباس را در کتاب «مقتل الحسین بن علی» جمع آوری کرده ام. اما متاسفانه این کتاب به ما نرسیده است.
2) مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال،3 جلد(رحلی)، جلد2، صفحه 128.
3) امین، سید محسن،اعیان الشیعه، 11جلد، چاپ دار التعارف بیروت، جلد7، صفحه429
4) همان.
5) محدثی، جواد، عباس بن علی، چاپ بوستان کتاب، صفحه16 (به نقل از معالی السبطین، صفحه277).
6) طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، 5جلد، دار الکتب العلمیه بیروت، چاپ: اول،1407قمری، جلد3، صفحه 314.
7) ابن بابویه، محمد بن على، الأمالی (للصدوق)، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش، صفحه463.
8) اعیان الشیعه، جلد7، صفحه430.

مهدی بخشی               

 کارشناس حوزه              

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان