نامزد


اگر در دوران نامزدی و نامحرمی رابطه‌ای در حد دست دادن و چیزهای کوچک انجام شود گناه است اگر گناه است و این اشتباه از طرف دو شخص انجام شود، آیا تاثیری در زندگی آنها خواهد داشت؟


در قوانین الهی و احکام اسلام، چیزی به عنوان «دوران نامزدی» و یا شبیه به آن وجود ندارد. دختر و پسر (مرد و زن)، یا به یک دیگر محرمند و یا نامحرم.

این دو، اگر به واسطه نسبت خویشی محرم باشند، حق ازدواج با یکدیگر را ندارند – اگر به واسطه "عقد ازدواج" محرم شده باشند، حقوق و حدود تعریف شده‌ای در ارتباطات دارند و اگر نامحرم باشند، نه تنها ارتباط جنسی و لمسی بین آنان حرام است، بلکه حتی "نگاه" خارج از حدود تعیین شده نیز حکم نگاه به نامحرم پیدا می‌کند.

برخی گمان می‌کنند که الفاظ و اسم‌های اعتباری، تعیین کننده‌ی مصادیق احکام هستند! مثلاً می‌گویند: فلان مرد نامحرم، مثل عمو یا دایی ما می‌ماند – یا فلان زن نامحرم را از کودکی خاله صدا زدیم – یا من با فلانی نامزد هستم. این الفاظ اعتباری، هیچ یک حقیقت وجودی ندارند و تغییر دهنده احکام نمی‌باشند.

نامزدی یعنی چه؟ چه فرقی با دوست پسر یا دوست دختر دارد؟

نامزدی در عرف ما  هنگامی است که یک دختر و پسر زیر نظر خانواده ها تصمیم به ازدواج با  هم می گیرند ، مسائل مختلف مثل مهریه ، تاریخ عقد ، جشن عروسی و ... مورد گفتگو قرار می گیرد و وقتی خانواده ها و خود طرفین به یک تفاهم معقول رسیدند این دو نامزد می شوند ، و این با رفاقت خیلی متفاوت است که در آن هیچ چهارچوب و قانونی نیست ، یک رابطه ای از روی احساسات شکل می گیرد و پیش می رود و هیچ کدام از طرفین نمی دانند در انتها چه خواهد شد ، چه بسا این دو کاملا راضی باشند ولی خانواده ها هرگز به تفاهم نرسند در این صورت هر دو ضربه عاطفی خواهند خورد ، و چه بسا یکی قصد سوء استفاده از دیگری را داشته باشد و  او هرگز متوجه نباشد ، اما اگر بزرگترهای با تجربه در کنار فرزندانشان باشند ، ریسک آن کمتر خواهد بود ، پس نامزدی به هر صورت با رفاقت های خود خواسته و بدون قید تفاوت های چشمگیری دارد .

اسلام برای خواستگاری کردن دستوراتی دارد ، مثلا پسر می تواند با دختر صحبت کند و حتی یک نظر هم او را بدون حجاب ببینید که در مورد جسم او هم اطمینان یابد ، اما باید توجه داشت که نامزدی به تنهایی محرمیت نمی آورد و بهتر است یه خطبه محرمیت برای آنان خوانده شود تا صحبت کردن و دیدار اینان خالی از ائبه گناه گردد.

برخی گمان می‌کنند که الفاظ و اسم‌های اعتباری، تعیین کننده‌ی مصادیق احکام هستند! مثلاً می‌گویند: فلان مرد نامحرم، مثل عمو یا دایی ما می‌ماند – یا فلان زن نامحرم را از کودکی خاله صدا زدیم – یا من با فلانی نامزد هستم. این الفاظ اعتباری، هیچ یک حقیقت وجودی ندارند و تغییر دهنده احکام نمی‌باشند.

تأثیر اعمال بر چرخه هستی

در این عالم گسترده و البته به هم پیوسته، هیچ چیزی و هیچ کاری بی‌تأثیر نیست و هرگونه فعل و انفعال جزئی (چه مادی و چه معنوی)، تأثیر مستقیم و غیر مستقیم خودش را در تمامی اجزا می‌گذارد.

مگر می‌شود اثر یک لقمه خوردنی یا یک جرعه نوشیدنی، یا نوعی رفتار، یا حتی یک اتفاق، در خود انسان و نسل و جامعه‌ی او، حتی تا قرن‌ها بعد اثر بگذارد، اما یک رفتار خوب یا بد، درست یا نادرست اثر نگذارد؟

معمولاً  اغلب ما ، در مسائل مادی، خیلی دقیق هستیم. از بهترین خوردنی‌ها پرهیز می‌کنیم چون فهمیده‌ ایم که بر چربی، خون، عوره، قند و ... اثر می‌گذارد. حتی فراتر می‌رویم، لاغر می‌شویم تا محبوب‌تر و مقبول‌تر باشیم و چنین و چنان می‌کنیم تا بیشتر عمر کنند ...، اما به رعایت احکام مادی و معنوی الهی که می‌رسیم ، دقت خود را از دست می‌دهیم!

البته که هر گناهی، از جمله تماس بدنی و لمس نامحرم، بر روح، روان، اخلاق، شخصیت و جسم آدمی اثر نامطلوب می‌گذارد، وگرنه در احکام الهی که همه مبتنی بر علم و حکمت الهی است، حرام نمی‌شد.

اولین اثر سوء اش در همان جرأت نافرمانی و ارتکاب به حرام، به خاطر هوای نفس و میل و خوشایند خود است. دومین اثر سوءاش، همین عادی شدنگناه است، خواه تحت نام نامزدی باشد یا عشق و عاشقی یا قول و قرار یا ... و بدترین اثر سوءاش، دور شدن از رشد و  کمال و در نتیجه تقرب به معبود و محبوب حقیقی می‌باشد و تمامی این آثار دفعی و نیز مدت‌دار (تا قیامت)، در وجود انسان تأثیر می‌گذارد و به تعبیری ثبت می‌شود و نزد خدا و ولیّ خدا نیز ثبت می‌گردد. لذا فرمود آن چه می‌کنید و آثارش، همه ثبت می‌شوند:

«إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ» (یس، 12)

ترجمه: البته این ماییم كه مرده‏ها را زنده مى‏كنیم و آنچه را از پیش فرستاده‏اند (از عمل‏هاى حال حیات) و آثار (پس از مرگ) آنها را مى‏نویسیم، و همه چیز را (از اعمال مكلّفان و حوادث این جهان) نزد امامی آشکار (گاه تعبیر به لوح محفوظ شده است) به طور فراگیر برشمرده‏ایم.

 بعضی ها می گویند نمی فهمیم این چند کلمه به عنوان عقد چه فرقی در عالم ایجاد می کند که نخواندش بخواهد اینقدر مهم باشد.

اسلام برای خواستگاری کردن دستوراتی دارد ، مثلا پسر می تواند با دختر صحبت کند و حتی یک نظر هم او را بدون حجاب ببینید که  در مورد جسم او هم اطمینان یابد ، اما باید توجه داشت که نامزدی به تنهایی محرمیت نمی آورد و بهتر است یه خطبه محرمیت برای آنان خوانده شود تا صحبت کردن و دیدار اینان خالی از ائبه گناه

خوب ما خیلی چیزها را نمی فهمیم ولی تا به سودمان است عمل می کنیم ، یک پزشک یک نسخه به ما می دهد انواع و اقسام داروها را تجویز می کند ما نمی فهمیم این قرص کوچک چگونه می خواهد حال ما را بهتر کند و این دردهای عظیم را تسکین دهد اما چون به دکتر و علم اعتماد داریم به دستوراتش عمل می کنیم.

اما چگونه نمی توانیم به علم و حکمت مطلق عالم اعتماد کنیم؟ ما که از ماوراء الطبیعه و عالم فوق ماده اطلاعی نداریم و دستمان کوتاه است، چگونه اجتهاد می کنیم و تشخیص می دهیم چه چیزی تأثیر دارد و چه تأثیری ندارد .

اگر ما می توانسیم باطن امور را ببینیم می دیدم که لمس و ارتباط با نامحرم و بگو بخند و شوخی چه تأثیرات منفی بر روح و روان ما می گذارد ، مثل سیگار که ریه ها را سیاه و بیمار می کند این امور هم روح را تیره و تار می کند .

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هر کس با زنی نامحرم شوخی کند برای هر کلمه که با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می کنند. و آن زن اگر با رضایت، خود را در اختیار مرد قرار دهد و مرد او را در آغوش گیرد یا ببوسد یا تماسی برقرار سازد یا با وی بخندد و منجر به عمل خلاف شود، این زن هم مثل مرد گناهکار است و عذابش مثل اوست. ولی اگر زن راضی نبوده و مرد به زور مرتکب این عمل زشت شد، گناه هر دو بر گردن مرد خواهد بود.» (بهشت جوانان، ص 441. عِقاب الاعمال: ص 652)

پس یادمان باشد که اسلام برای هر چیزی قاعده و قانونی دارد ، رفاقت با نامحرم اگر چه در کشور ما خیلی رایج شده است اما این دلیل بر برداشتن عقوبت گناه آن نیست ، اسلام برای کشش مرد و زن نسبت به هم راه گذاشته  و آن هم ازدواج است ، و  دولت ما هم به عنوان یک حکومت اسلامی باید تمام تلاشش را بکند زمینه ازدواج جوانان را فراهم کند، و خانواده ها هم باید به هوش باشند که راه پیشگیری از افتادن جوانانشان در منجلاب فساد راحت گرفتن در امر ازدواج آنان است ، تجملات و  چشم و هم چشمی ها، مهریه های بالا و ... همه از عواملی است که ازدواج جوانان را به تأخیر می اندازد .

فرآوری : محمدی

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان